۱۳۸۹/۱۰/۰۱

شب یلدا

همای اوج سعادت به دام ما افتد حباب وار براندازم از نشاط کلاه شبی که ماه مراد از افق شود طالع به بارگاه تو چون باد را نباشد بار چو جان فدای لبش شد خیال می​بستم خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز به ناامیدی از این در مرو بزن فالی ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد بود که پرتو نوری به بام ما افتد کی اتفاق مجال سلام ما افتد که قطره​ای ز زلالش به کام ما افتد کز این شکار فراوان به دام ما افتد بود که قرعه دولت به نام ما افتد نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

يك تذكر كوچك براي آسان شدن ارائه نظر:
اگر دوستاني كه ايميل و يا آدرس اينترنتي دارند لطف مي كنند و كامنت مي گذارند،لطفاً نام و آدرس اينترنتي خودشان را بگذارند كساني هم كه وبلاگ ندارند به كمك همان گزينه آخر نيز مي توانند كامنت بگذارند،فقط اگر جزو دوستان هستند نام كوچك و يا فاميلي خود را نيز بگذاريد.برايم اهميت دارد كه كداميك از دوستان چه نظري مي دهند. با توجه به ابنکه بلاگر امکان ارسال نظر خصوصی ندارد، در صورت تمایل به ارسال خصوصی نظر در ابتدای آن کلمه خصوصی را ذکر کنید تا آن را تایید برای نمایش نکنم.
با سپاس و تشکر