‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۹/۱۱

اعدام کردن یا اعدام نکردن مسئله این است!

می خواستم این پست رو دیروز بزارم، ولی تصمیم گرفتم دست نگه دارم که تب این ماجرا فروکش کنه... تبی که چند گروه به آن دامن میزدند... گروهای مخالف اعدام، گروهای طرفدار شهلا، گروهای طرفدار لاله و بالاخره گروهای مخالف ناصر که خواهان اعدام ناصر به جای شهلا بودند و خیلی دیگه که فعلا جاش نیست...
من تو این چند ساله نظرات خیلی از این گروهای رو خواندم و تنها در چند تا از آنها نظر گذاشتم؛ چرا که دوست نداشتم خودم را تا معلوم شدن پایان پرونده ای که هشت سال به طول انجامیده و چندین قاضی(کاری به عدالت و نا عدالتی قضات ندارم چون کلا به من ربطی نداره) و بازپرس و غیره روی آنها کار کرده و چندین بار اجرای حکم قطعی آن به علت های مختلف به تعویق افتاده...
روی سخن من در این مطلب بیشتر به سوی صرفداران مخالف اعدام هستش، استدلال این دوستان خیلی جالب است استدلالی که در هر اعدامی گل میکنه و فریاد وانفسا سر می دهند که این کار غیر انسانی و غیر حقوق بشر و ... است؛ مشکل اینه که این افراد دارن تو جایی زندگی می کنن که اسمش ایرانه و دارای یکسری قانون مشخص و نوشته شده است که یکی از این قوانین قانون اعدام هستش! کاری با درست بودن یا غلط بودن اعدام ندارم منظور من این است که اعدام یک قانون هستش و این قانون مبنای بسیاری از احکام زندگی ما قرار داده میشود و خواهد شد. بسیاری از قوانین رو من هم قبول ندارم وسعی می کنم تا اونجا که بشه کاری با کارشون نداشته باشم ولی این گونه اعتراض کردن و این کارا در حال حاضر بنا به بسیاری از دلایل هیچ گونه فایده ای نداره.
* سوالی دارم از این دوستان چرا وقتی کسی، کسی دیگر رو میکشه و حق زندگی یک نفر دیگر رو از اون می گیره نباید حق زندگیش را گرفت؟ اون فرد (مقتول) مگه چه کاری کرده بود که نباید اجازه زندگی داشته باشه؟ اگر پسری دختر شما را به خاطر اینکه جواب رد به او داده بود بکشد، آیا حاضر هستید که از خون دختر خود بگذرید (یه هزاران دلیلی که می آورید!) و با او به مانند یک فرد عادی برخورد کنید بطوری که اگر به خاستگاری دختر دوم شما آمد به خاطر اینکه دخترتان را کشته است از درب خانه تان نرانید؟(می دانم احتمال کمی وجود دارد ولی این نراندن از درب خانه به معنی گذشت از ته قلب است!)
* بعضی از دوستان هم ازقصاص فرد نتیجه میگیرند که برای هر کاری می شود این نوع حکم را تعمیم داد.
حرف جالبیست ولی از نظر من کمی از عقل دور است مثالی می زنم از مبحثی که اکثرا در ریاضی خوانده شده است مبحث شیرین انتگرال!
برای انتگرال گیری فقط از یک قانون (به عنوان نمونه از قانون جزء به جزء) استفاده کرده و همه انتگرالها را به این روش حل می کنید؟
بسیاری از افرادی که در این پرونده نظر داند می گویند که ناصر، شهلا رو گول زده و ازش سوء استفاده می کرده و ... من خودم به شخصه قبول ندارم که کسی بتونه چندین سال گول بخوره و نفهمه مگر اینکه عاقل نباشه؛ اگر ناصر تونسته شهلا رو گول بزنه و چند سال ازش سوءاستفاده بکنه قدرت ناصر می تونسته باشه و تقصیر بجز اغفال او نداره؛ مقصر اصلی در این داستان شهلا و اطرافیان او می شوند که اجازه این اغفال رو به ناصر دادند... بعد ناصر از شهلا سوءاستفاده می کرده؛ آن وقت چرا شهلا زن سوءاستفاده گر را آن هم به آن صورت کشته؟
کسانی می گویند که در کالبد شکافی بدن لیلا اسپرمی از فردی دیگر پیدا شده، این موضوع چند مشکل داره که سوال بر انگیزترین آن از نظر من این است:
یعنی می خواهید بگویید شهلا، لیلا رو کشته چون به ناصر خیانت می کرده؟
یا اینکه
ماجرای پرونده در مورد لیللاست و شهلا این وسط بیگناه است؟

در یک طرف دیگر از ماجرا ناصر را داریم فردی که به قولی زیرکانه به قولی با رشوه و ... از مجازات فرار کرد تو آخرین نظرم هم قاطعانه گفتم عقیده شخصی من این است که
"کلا از کشتن آدمها خوشم نمیاد ولی بعضی از آدمها رو اگه بکشن لطف بزرگی بهشون کردن..."
در اینجا کشتن آقا ناصر خیلی لطف بزرگی بود به ایشون... (اونهایی که من رو میشناسن می دونن منظورم چیه؟!)

این آقا ناصر هم از زیر مجازات در اینجا در رفته ولی بنا به عقیده دینی اون دنیا جوابش رو می بینه یا به قول کارما نتیجه کارش بهش بر می گرده و ... "چيزهاي خوب به نتيجه خوب و چیزهای بد به نتیجه بد ختم مي شوند"
• من خودم جز افرادی هستم که با حکم اعدام مخالفم ولی نه با هر حکم اعدامی به نظر من اون قاچاقچی مواد رو باید اعدام کرد. به نظر من اون فردی که به خودش اجازه می ده به هر دلیلی حق حیات فرد دیگری را بگیرد نباید اجازه زندگی داد. به نظر من ...
------------
بعدا نوشت: بعضی از دوستان مخالف اعدام هم می گویند اگر به جای اعدام باید حبس ابد داد! آیا این افراد می توانند تضمین دهند که این فرد در زندان باقی می ماند و فرار نمی کند؟ یا در بهترین شرایط حکم عفو نمی گیرد؟ یا حتما در زندان روزگار سختی را می گذراند؟ (من همین جا اعلام می کنم که از دیوارهای زندان این شهر به راحتی می توان فرار کرد و کسی هم نیست که بتواند آن را درست کند. قوه قضاییه فاسد داریم و با رشوه حکم عفو می دهد و سازمان زندانها به زندانیان کاری ندارد... اصلا کلا هیچ کس کار درست را انجام نمی دهد. وسلام!)