‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۹/۱۴

آنها در به ظاهر کفرشان متحد هستند و ما در به ظاهر ایمانمان متفرق و تنگ نظر

با تصویب قانون جرایم رایانه ای و شروع فعالیت کارگروه جدید تعیین مصادیق ، سیاستهای جدیدی در این زمینه اعمال شد که مدیران سایتهای ارائه کننده خدمات وبلاگ نویسی فارسی معتقدند که نتیجه این سیاستها باعث تضعیف موقعیت سرویسهای وبلاگ ایرانی و آسیب به فضای وبلاگهای فارسی شده است.آنچه در ادامه خواهد آمد بیان نکاتی در این باره از دیدگاه مدیران چند سرویس مطرح وبلاگ فارسی است و امیدواریم انعکاس این نظرات بتواند تغییرات مثبتی در فضای مجازی ایران ایجاد کند.

1.موج فیلترینگ، سونامی مسدود سازی!
اگرچه در چند سال گذشته شاهد ارسال فهرستی از وبلاگها به سرویس دهندگان توسط نهادهای مرتبط بوده ایم اما در چند ماه گذشته درخواست مسدود سازی وبلاگها افزایشی چند صد در صدی داشته است. مطمئناً چنین حجم بالایی از مسدود سازی درتضعیف فضای کلی وبلاگهای فارسی موثر بوده و بالتبع و در عمل باعث دلسردی بسیاری از وبلاگ نویسان و نگرش منفی به سرویس های وبلاگ ایرانی شده است.
بسیاری از وبلاگهایی که در فهرستهای جدید فیلترینگ دیده می شود مواردی اند که به نظر می رسد از نتایج جستجو در موتورهای جستجوگر به دست آمده اند و از اینرو ممکن است وبلاگی به خاطر پستی که چند سال قبل منتشر کرده است امروز فیلتر و مسدود شود.از اینرو علیرغم آنکه با توجه به قانون جرایم رایانه ای ممکن است برخی مطالب وبلاگها تخلف به شمار آید اما آیا پسندیده ترنیست حداقل در شروع کار به جای مسدود سازی، با فرهنگ سازی در مورد مصادیق محتوای مجرمانه و همچنین اخطار به کاربران متخلف، به حفظ و گسترش فضای سالم وبلاگهای فارسی کمک کنیم؟

2. پیگیری فیلترینگ، روشی ناکارآمد.
انتقاد برنحوه فعلی پیگیری فیلترینگ آن است که از بین هزاران وبلاگ مسدود یا فیلتر شده فقط تعداد انگشت شماری از وبلاگها رفع فیلتر شده اند، کمی(قلت)این مقدار ناشی از پیچیدگی نحوه رفع فیلترینگ است. وبلاگ نویسی که در فضای مجازی وبلاگ خود را ثبت و فعالیت می کند. برای دانستن دلیل مسدودسازی یا محتوایی که باعث فیلترینگ وبلاگش شده است مجبور به مراجعه حضوری به دبیرخانه کارگروه و ارائه مشخصات و تعهد است. درصد بسیار پایین وبلاگهایی که رفع فیلتر شده اند نشان از ناکارآمدی شیوه کنونی دارد.

3. عملکرد این چنینی به نفع سرویسهای وبلاگ خارجی است.
آنچه از برایند عملکرد فعلی نهاد فیلترینگ مشاهده می شود ارسال دعوت نامه غیر رسمی برای کاربرانی ایرانی جهت استفاده از سرویسهای خارجی است. متأسفانه کاربرانی که با توجه به روند فعلی فیلترینگ استفاده از سرویسهای وبلاگ خارجی را مطمئن‌تر از نمونه های داخلی میدانند هر روز بیشتر می شوند.
ظاهراً بررسی محتوا، فیلترینگ و همچنین پیگیری برای رفع فیلترینگ در سرویسهای خارجی و ایرانی مشابه است. ولی تفاوت در این است که کارگروه تعیین مصادیق پس از ملاحظه محتوای مجرمانه در سرویس دهنده خارجی فقط می تواند آن را فیلتر نماید، در این حالت وبلاگ همچنان با ابزار فیلتر شکن در دسترس است و ضمن حفظ و دسترسی به داده ها توسط وبلاگ نویس، امکان ادامه فعالیت نیز وجود دارد. اما در مورد سرویس دهندگان داخلی ،پس از اعمال فیلترینگ ، وبلاگ به دستور کارگروه توسط سرویس دهنده مسدود می شود تا دسترسی بلاگر به وبلاگش کاملا قطع گردد. لذا با شیوه فعلی فیلترینگ وبلاگ نویسان ترجیح می دهند از سرویس دهندگان خارجی استفاده نمایند تا لااقل دسترسی به محتوای وبلاگشان را داشته باشند.

4. فیلترینگ وبلاگ راه حلی نامناسب و غیر ضروری.
کارگروه تعیین مصادیق در ارتباط مستقیم با سرویس دهندگان داخلی است . زمانی که دسترسی به مدیران سرویس های وبلاگ داخلی امکان پذیر است و بصورت روزانه فهرست مسدودسازی برایشان ارسال می شود دیگر چه نیازی به فیلتر نمودن وبلاگی بخاطر داشتن پستی نامناسب توسط مخابرات است؟
اگر هدف کارگروه مقابله با محتوای مجرمانه است چرا به جای ارسال مستقیم وبلاگهای متخلف به سرویس دهندگان وبلاگ، مدتها آنرا فیلتر می کند تاچنین محتوایی همچنان از طریق جستجوگرها و فیلترشکنها باز هم در دسترس باشد بهتر نیست آیا به محض شناسایی محتوای مجرمانه مراتب را جهت حذف مطلب و در صورت ضرورت مسدودسازی به سرویس دهنده وبلاگ ارسال نمایند؟
اگر هدف از فیلترینگ هشدار به نویسنده وبلاگ است آیا معقول تر نیست که این هشدار از طریق سرویسهای وبلاگ که رابطه نزدیکتری با کاربران خود دارند انجام شود؟
فیلترینگ مخابرات زمانی با معنا و موثر خواهد بود که مسدودسازی کامل یا حذف مطلب محتوی مجرمانه امکان پذیر نیست واین در مورد سرویس دهندگان خارجی مصداق دارد، در حالیکه در سرویس دهندگان ایرانی اینگونه نیست لذا خواستار حذف فیلترینگ در مورد وبلاگ های زیر مجموعه سرویس دهندگان داخلی هستیم


5. صفحه فیلترینگ حمایت یا دخالت در رقابت .
نکته مهم دیگر محتوای صفحه جدید فیلترینگ می باشد که گویی قرار است از سایتهای ایرانی حمایت نموده و کاربران را به سایت های جایگزین مشابه راهنمایی کند.در حالیکه عملاً با سیاست جدید کارگروه تعیین مصادیق ، که نامشان در صفحه فیلترینگ نیامده است وارد رقابت سایت های داخلی شده است و اقدام مزبور نقض حقوق سایر سایت های ایرانی است .
مدیران سرویسهای وبلاگ فارسی معتقدند صفحه فعلی فیلترینگ برازنده کاربر ایرانی نبوده و در فضای رقابت سایتهای بخش خصوصی نیز نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. همچنین امضاء کنندگان نامه فوق برای ممانعت از تضییع احتمالی حقوق دیگران ، خواستارحذف لینک و نام سایت خود از صفحه فیلترینگ هستند.


6.ورود کارگروه در حوزه مدیریت و سیاستگذاری سرویسهای وبلاگ
وظیفه کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه همانطور که از نامش مشخص است تشخیص محتوای مجرمانه و پالایش فضای مجازی است. و سرویس دهنده وبلاگ فارسی نیزملزم به رعایت قانون و مساعدت درسالم سازی فضای مجازی از طریق حذف محتوای مجرمانه اعلام شده توسط کارگروه یا مسدودسازی هستند. هر چیز دیگری خارج از روند فوق به معنای عدول کارگروه تعیین مصادیق و سرویس دهندگان ازوظایف قانونی است .
در مواردی ملاحظه شده است که کارگروه تعیین مصادیق، وارد حوزه سیاست گذاری و نحوه مدیریت سرویسهای وبلاگ نیز شده است وبعضاً با تهدید بر پیگرد قضایی و مجازات قانونی نیز همراه بوده است. سرویس دهندگان میزبانی وبلاگ حق دارند ضمن رعایت قوانین جاری کشور در چهارچوب قوانین استفاده از خدمات و توافقنامه خود با کاربرانشان عمل نمایند.


:: ملاحظات و پیشنهادات :
امیدواریم مسئولین با توجه مستمر به واقعیت فضای مجازی و پرهیز از تنگ نظریهای برخی دست اندر کاران، به ایجاد فضای سالم و پویا در میان وبلاگهای فارسی کمک کنند که کارگروه تعیین مصادیق به عنوان نهاد فیلترینگ در این زمینه نقش مهمی را برعهده دارد. لذا حسب وظیفه و تجارب چندین ساله در جهت ایجاد شرایط بهتر پیشنهادات زیر ارائه می گردد

1. بهره گیری از نظرات کارشناسان و تجربه مدیران فعال در فضای مجازی بویژه سرویس دهندگان وبلاگ فارسی در تدوین آئین نامه های لازم و بخصوص چگونگی اجرای قوانین مرتبط.

2. حذف دقیق مطلب یا پست مجرمانه راساً ، یا از طریق اعلام به کاربران توسط سرویس دهندگان وبلاگ فارسی به جای فیلتر و یا مسدود سازی کامل یک وبلاگ .در روند فعلی یک وبلاگ با چند سال سابقه و صدها پست صرفاً به دلیل یک پست یا مطلب نامناسب بطور کلی مسدود و از دسترس خارج می شود .

3. شیوه و راهکاری ساده تر برای رفع فیلترینگ و اطلاع وبلاگ نویس از دلیل مسدود سازی وبلاگ بخصوص در وبلاگهای زیر مجموعه سرویسهای وبلاگ ایرانی در نظر گرفته شود.

4. ارائه تسهیلاتی از قبیل بسنده کردن به حذف مطلب و ارسال اخطار به بلاگر خاطی در سرویس دهندگان داخلی و فیلتر نمودن در سرویس دهندگان خارجی تا کاربران را به حضور در سرویسهای میزبان داخلی ترغیب نماییم .

5. عدم نمایش صفحه فیلترینگ درمورد وبلاگهای زیرمجموعه سرویسهای وبلاگ ایرانی چرا که امکان حذف محتوای مجرمانه به سرعت و به شکل بهتر و اصولی تری توسط این سرویس دهندگان امکان پذیر است.

6.تجدید نظر در صفحه فیلترینگ و عدم نمایش گزینشی سایت ها که تاثیر منفی در رقابت سالم و اصولی بین سایت ها ی ایرانی دارد.


امضاء
علیرضا شیرازی مدیر سایت بلاگفا و پارسیک
محمد جواد شکوری مقدم مدیر سایت میهن بلاگ و کلوب
مسعود چنگیزی مدیر سایت بلاگ اسکای و پیکوفایل

• اینو اینجا می زارم که فقط بگم من هم با این موضوعی که بالا مطرح شده موافقم...

۱۳۸۹/۰۹/۱۱

اعدام کردن یا اعدام نکردن مسئله این است!

می خواستم این پست رو دیروز بزارم، ولی تصمیم گرفتم دست نگه دارم که تب این ماجرا فروکش کنه... تبی که چند گروه به آن دامن میزدند... گروهای مخالف اعدام، گروهای طرفدار شهلا، گروهای طرفدار لاله و بالاخره گروهای مخالف ناصر که خواهان اعدام ناصر به جای شهلا بودند و خیلی دیگه که فعلا جاش نیست...
من تو این چند ساله نظرات خیلی از این گروهای رو خواندم و تنها در چند تا از آنها نظر گذاشتم؛ چرا که دوست نداشتم خودم را تا معلوم شدن پایان پرونده ای که هشت سال به طول انجامیده و چندین قاضی(کاری به عدالت و نا عدالتی قضات ندارم چون کلا به من ربطی نداره) و بازپرس و غیره روی آنها کار کرده و چندین بار اجرای حکم قطعی آن به علت های مختلف به تعویق افتاده...
روی سخن من در این مطلب بیشتر به سوی صرفداران مخالف اعدام هستش، استدلال این دوستان خیلی جالب است استدلالی که در هر اعدامی گل میکنه و فریاد وانفسا سر می دهند که این کار غیر انسانی و غیر حقوق بشر و ... است؛ مشکل اینه که این افراد دارن تو جایی زندگی می کنن که اسمش ایرانه و دارای یکسری قانون مشخص و نوشته شده است که یکی از این قوانین قانون اعدام هستش! کاری با درست بودن یا غلط بودن اعدام ندارم منظور من این است که اعدام یک قانون هستش و این قانون مبنای بسیاری از احکام زندگی ما قرار داده میشود و خواهد شد. بسیاری از قوانین رو من هم قبول ندارم وسعی می کنم تا اونجا که بشه کاری با کارشون نداشته باشم ولی این گونه اعتراض کردن و این کارا در حال حاضر بنا به بسیاری از دلایل هیچ گونه فایده ای نداره.
* سوالی دارم از این دوستان چرا وقتی کسی، کسی دیگر رو میکشه و حق زندگی یک نفر دیگر رو از اون می گیره نباید حق زندگیش را گرفت؟ اون فرد (مقتول) مگه چه کاری کرده بود که نباید اجازه زندگی داشته باشه؟ اگر پسری دختر شما را به خاطر اینکه جواب رد به او داده بود بکشد، آیا حاضر هستید که از خون دختر خود بگذرید (یه هزاران دلیلی که می آورید!) و با او به مانند یک فرد عادی برخورد کنید بطوری که اگر به خاستگاری دختر دوم شما آمد به خاطر اینکه دخترتان را کشته است از درب خانه تان نرانید؟(می دانم احتمال کمی وجود دارد ولی این نراندن از درب خانه به معنی گذشت از ته قلب است!)
* بعضی از دوستان هم ازقصاص فرد نتیجه میگیرند که برای هر کاری می شود این نوع حکم را تعمیم داد.
حرف جالبیست ولی از نظر من کمی از عقل دور است مثالی می زنم از مبحثی که اکثرا در ریاضی خوانده شده است مبحث شیرین انتگرال!
برای انتگرال گیری فقط از یک قانون (به عنوان نمونه از قانون جزء به جزء) استفاده کرده و همه انتگرالها را به این روش حل می کنید؟
بسیاری از افرادی که در این پرونده نظر داند می گویند که ناصر، شهلا رو گول زده و ازش سوء استفاده می کرده و ... من خودم به شخصه قبول ندارم که کسی بتونه چندین سال گول بخوره و نفهمه مگر اینکه عاقل نباشه؛ اگر ناصر تونسته شهلا رو گول بزنه و چند سال ازش سوءاستفاده بکنه قدرت ناصر می تونسته باشه و تقصیر بجز اغفال او نداره؛ مقصر اصلی در این داستان شهلا و اطرافیان او می شوند که اجازه این اغفال رو به ناصر دادند... بعد ناصر از شهلا سوءاستفاده می کرده؛ آن وقت چرا شهلا زن سوءاستفاده گر را آن هم به آن صورت کشته؟
کسانی می گویند که در کالبد شکافی بدن لیلا اسپرمی از فردی دیگر پیدا شده، این موضوع چند مشکل داره که سوال بر انگیزترین آن از نظر من این است:
یعنی می خواهید بگویید شهلا، لیلا رو کشته چون به ناصر خیانت می کرده؟
یا اینکه
ماجرای پرونده در مورد لیللاست و شهلا این وسط بیگناه است؟

در یک طرف دیگر از ماجرا ناصر را داریم فردی که به قولی زیرکانه به قولی با رشوه و ... از مجازات فرار کرد تو آخرین نظرم هم قاطعانه گفتم عقیده شخصی من این است که
"کلا از کشتن آدمها خوشم نمیاد ولی بعضی از آدمها رو اگه بکشن لطف بزرگی بهشون کردن..."
در اینجا کشتن آقا ناصر خیلی لطف بزرگی بود به ایشون... (اونهایی که من رو میشناسن می دونن منظورم چیه؟!)

این آقا ناصر هم از زیر مجازات در اینجا در رفته ولی بنا به عقیده دینی اون دنیا جوابش رو می بینه یا به قول کارما نتیجه کارش بهش بر می گرده و ... "چيزهاي خوب به نتيجه خوب و چیزهای بد به نتیجه بد ختم مي شوند"
• من خودم جز افرادی هستم که با حکم اعدام مخالفم ولی نه با هر حکم اعدامی به نظر من اون قاچاقچی مواد رو باید اعدام کرد. به نظر من اون فردی که به خودش اجازه می ده به هر دلیلی حق حیات فرد دیگری را بگیرد نباید اجازه زندگی داد. به نظر من ...
------------
بعدا نوشت: بعضی از دوستان مخالف اعدام هم می گویند اگر به جای اعدام باید حبس ابد داد! آیا این افراد می توانند تضمین دهند که این فرد در زندان باقی می ماند و فرار نمی کند؟ یا در بهترین شرایط حکم عفو نمی گیرد؟ یا حتما در زندان روزگار سختی را می گذراند؟ (من همین جا اعلام می کنم که از دیوارهای زندان این شهر به راحتی می توان فرار کرد و کسی هم نیست که بتواند آن را درست کند. قوه قضاییه فاسد داریم و با رشوه حکم عفو می دهد و سازمان زندانها به زندانیان کاری ندارد... اصلا کلا هیچ کس کار درست را انجام نمی دهد. وسلام!)

۱۳۸۹/۰۹/۰۶

سخنان قصار بزرگان ایران...

سردار رادان: "قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی ازبرجستگی بدن، از مصادیق خلاف شرع است و تبرّج به حساب می آید."
----------------------------------------------------------
آیت الله جوادی آملی: "دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناس...ی و زمین شناسی، بدون پسوند اسلامی نفهمند."
---------------------------------------------------------
حسنی، امام جمعه ارومیه: "اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد."
---------------------------------------------------------
امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرد."
---------------------------------------------------------
شکوفه گلخو، رئیس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل می شود.
---------------------------------------------------------
قرائتی: "ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.
---------------------------------------------------------
سیّد حسین مرعشی: "احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.
---------------------------------------------------------
امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی، نماینده تبریز در مورد سیّدالشهدا بود."
---------------------------------------------------------
آیت الله خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان می شود."
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "ایران قدرت اول جهان است.
---------------------------------------------------------
آیت الله حسنی: "اگر مؤمنین غسل جمعه را انجام ندهند، مشکلات کمبود گاز مرتفع نمی شود."
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "نفت را سر سفره مردم می آوریم…" بعد از انتخابات: "نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم."
---------------------------------------------------------
الهام، سخنگوی (وقت) دولت: "نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد."
---------------------------------------------------------
مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان، آمادگی خود را برای تأمین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.
---------------------------------------------------------
اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: "آلمانی ها اگر بشر بودند، یک زن رقاص رئیسشان نمی شد."
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "اینها… به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند."
---------------------------------------------------------
علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: "با شکلات راضی نمی شویم."
---------------------------------------------------------
لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: "در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن به دست نامحرم مداوا شود."
---------------------------------------------------------
شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: "کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است."
---------------------------------------------------------
سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: "دولت، مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود."
---------------------------------------------------------
وزیر کشور (در مورد انتخابات): "آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم، به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم."
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "امریکا به ایران حمله نمی کند؛ چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم."
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "یه دختر بچه دو ساله… زبونشون اسپانیولیه... یه نیگاه کرد به من، گفت: «این محموده، این محموده.»"
---------------------------------------------------------
احمدی نژاد: "یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما... خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم."
---------------------------------------------------------
حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور: "رواج بی بند و باری در یک جامعه، باعث بروز زلزله می گردد.

• برگرفته از پیغام دوستی در فیس بوک

۱۳۸۹/۰۸/۲۷

ریاست

مغز بگفت كه مراست اين مقام كه همه دستورات از من است سلسله اعصاب شايستگي رياست، از آن خود خواند كه منم پيام رسان به شما ، كه بي من پيامي نيايد .ريه بانگ بر آورد هوا، كه رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست و هر عضوي به نحوي مدعي ، تا به آخر كه سوراخ مقعد دعوي رياست كرد اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند .اختلال در كار اعضاء پديدار گشت .روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به رياست رسيد نتيجه اخلاقي .چون لازمه ي رياست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدي رياست كند

۱۳۸۹/۰۸/۲۶

امضای تفاهمنامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی

• به طور غیرمستقیم اعتراف کرد که از دست سازمان مدیریت بحران کاری ساخته نیست فقط میتونن دست به دعا بلند کنن ...

لینک خبر : آفتاب نیوز

دروغ

پایگاه اینترنتی فرانسوی لوپست نوشت: سارکوزی درکمتر ازیک دقیقه، بیست دروغ گفت.

• اونوقت کسی نیست مال ما را بشمارد؟؟ یا همون داستان پنکه است؟؟؟

۱۳۸۹/۰۸/۲۲

تاکسی

توی تاکسی بودم . یه خانم جلو نشسته بود یه آخوند و یه آدم معتاد با خود من هم عقب . آخوند یه ۲۰۰۰ تومانی داد به راننده . ؛ تا راننده پول رو بگیره معتاد گفت آقا ۲ نفر حساب کن حاج آقا دامادمون هستن !!! آخوند گفت ببخشید بجا نیاوردم ؟ شما؟ معتاد گفت ۳۰ سال خواهر ما رو گ...... الان میگی بجا نیاوردی . آخوند همون جا از ماشین پیاده شد... . راننده داشت زیر لب می خندید که معتاد گفت والا!

۱۳۸۹/۰۸/۱۹

مرغ سحر

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را بَر شِکَنُ و زیر و زِبَر کن
بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را. پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نِگَه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر٬ مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن
جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد
---------------------------------
مرغ سحر نیازی به معرفی ندارد. سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه که پس از آغاز حکومت رضا شاه به صورت ترانه اجرا شد. آهنگ این اثر، از مرتضی نی داوود، فوق العاده زیباست. آهنگ باو جود گیرایی زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا شجریان و نیز اجراهای متفاوتی از فرهاد، همای و محسن نامجو اشاره کرد آنچه تا کنون به عنوان مرغ سحر شنیده ایم عبارت است از بند اول این شعر
اما چرا کسی این بند را دوست ندارد؟
بند اول شعری انقلابی است که به دستگاه ظلم می تازد، از زندانی و در قفس بودن آزادی خواهان گله می کند، آرزوی پایان شب تار ملت را دارد و مردم را به قیام و انقلاب جهت پایان دادن به ظلم و شکستن قفس فرا می خواند...
اما بند دوم شعری اجتماعی است. شاعر در این بند از رواج دروغ، منسوخ شدن حقیقت طلبی، از بین رفتن عشق واقعی میان عاشق و معشوق و گم شدن مهر و محبت و شرافت گله می کند و از کسانی می نالد که وطن و دین را بهانه ای برای دزدی کرده اند. اینان چه
کسانی هستند؟ تنها حاکمان یا تمامی مردم؟ فضای حاکم بر این بخش از شعر به مورد دوم اشاره دارد. همچنین زمانی که شعر از جور مالک و ارباب شکایت می کند اغنیا را به عنوان طبقه ای از جامعه به باد نقد می گیرد نه به عنوان بخشی از وابستگان دولت
در بند اول پیشنهاد شعله فکندن در قفس که همانا براندازی حکومت ظالم است مطرح می شود اما در مورد بند دوم شاعر هیچ راه حلی نمی یابد و در نهایت بلبل را فقط به برآوردن ناله های حزین از دورن این قفس خود ساخته فرا می خواند مردم ما همیشه دوست داشته اند که ریشه مشکلات را در حکومت بشناسند و خود را از هرگونه اشکالی مبرا بدانند از این روی خوانندگان همان بخشی از مرغ سحر را خوانده اند و می خوانند که مورد پسند عامه مردم است. جالب این جاست که برخی بی توجهی به بند دوم را به دلیل سیاسی بودن آن دانسته اند که چنین دیدگاهی موجب شگفتی است.

ما تا به حال بارها به دستور بند اول عمل کرده ایم و قفس را آتش زده ایم اما پس از فرو نشستن شعله خود را در قفسی جدید یافته ایم. ای کاش یک بار هم که شده بند دوم را بخوانیم و همت کنیم بر اساس آن ارزش های انسانی را در جامعه ایرانی احیا نماییم...