۱۳۸۹/۱۱/۰۷

ما خود گمشدگان خودیم !(تو خود حجاب خودی از میان برخیز - حافظ)

روزگاری من
بدنبال غریبی
در بیابان خیالم
دشت و صحرا
طی نمودم !
هر کجا رفتم
هر کجا جستم
آنچه را جستم
کس گم گشته انسان دیگر بود ،
و او تنها نشانی
در خودم می داد .
خسته بودم
جستجویم گنگ و مبهم مینمود
راه بی پایان و
انتظار
تنها معنی بود و نبودم بود .
گاه سوسویی از دور
می کشاندم با شوق
لیک او نیز
مرا به خودم
نشان از غریبم می داد .

ایستادم ؛
پا توان رفتن ،
چشم توان دیدن
و ذهن دیگر تحمل خیال را نداشت ؟
به خود برگشتم ؛
چه می جستم ؟ !
نشانش کدامین بود ؟
و مرا کدامین ، درد دوا می کرد ؟!
چشم بر هر چه غیر بود ،
و در بر هرغریبه خیال بستم .
غریبه ام یافتم ؛
کجا ؟ !
آنجا که خود بودم .
دل حریم یار کردم
و دیگر به غیر و سراب نسپردم
که من خود غریب خودم بودم ...............


محمد صالحی 11 / 10 / 75

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

يك تذكر كوچك براي آسان شدن ارائه نظر:
اگر دوستاني كه ايميل و يا آدرس اينترنتي دارند لطف مي كنند و كامنت مي گذارند،لطفاً نام و آدرس اينترنتي خودشان را بگذارند كساني هم كه وبلاگ ندارند به كمك همان گزينه آخر نيز مي توانند كامنت بگذارند،فقط اگر جزو دوستان هستند نام كوچك و يا فاميلي خود را نيز بگذاريد.برايم اهميت دارد كه كداميك از دوستان چه نظري مي دهند. با توجه به ابنکه بلاگر امکان ارسال نظر خصوصی ندارد، در صورت تمایل به ارسال خصوصی نظر در ابتدای آن کلمه خصوصی را ذکر کنید تا آن را تایید برای نمایش نکنم.
با سپاس و تشکر